2.141E3

این...

2.253E3

تو بار این همه محبت بی منت رو دوشت سنگینی نمیکنه؟

2.252E3

داشتم زیر لب میگفتم

تو فقط خوب باش، من از پس این جنگ درونی بر میام

2.251E3

داشتم فکر میکردم اگه احساس میکنید چرت و پرت مینویسید، من تضمینی مخاطب وبلاگتون خواهم بود

گفتم شاید اهانت تلقی کنید و تصمیم گرفتم که نگم

2.25E3

اصلا قسم خوردن ب گروه خونی من نمیسازه

ولی من واقعا عاشق کسی نیستم

واقعا

واقعا

نیستم :|

2.249E3

تو مقصر آزار هایی که من از جانب تو میدیدم نبودی، نه به این خاطر که نمیخواستی اینطور باشه و نه به این خاطر که نمیدونستی اینطور هست، بلکه چون اون من بودم که باید اونقدر قوی میبودم که نرنجم. و نمیدونم این، این حقو از من میگرفت که ازت فاصله بگیرم یا نه

یه بار یکی میگفت میگیرفت، و فکر میکنم میگرفت

.

.

.

-› مبهم تر اینکه فکر میکنم به این خاطر از ماضی بعید استفاده کردم ک ب خودم ثابت کنم الان اینطور نیست؟ :)

-› ووه

2.245E3

یه سوال

در همین لحظه دقیقا چه احساسی دارید؟

.

.

.

-› اگه راحت بودید توضیحش بدید :)

2.243E3

نوشته من روی چشمانی که سعی دارند ثابت کنند توجهی به من نمیکنن  اما مدام منو زیر نظر دارند حساسم و ادامه داده که خیلی هم حساسم

2.242E3

در حال حاضر یک عدد غلط اضافی انجام دادم ک هیچ توجیه و تفسیری ندارم برای ماسمالی کردنش!

.

.

.

-› بعلاوه که خواستم، اما نشد معمولی بنویسم ازت، نمینویسم

2.241E3

خودم رو به واسطه‌ی خیال تو در موضعی از قدرت یافتم، که از بی مهری های کسی که برو محبت داشتم نه غمگین میشم نه پشیمون.

2.24E3

بعضی وقتا انقدر راحت میتونم قضایا و آدم ها رو کنار بزارم، که خودم هم میترسم

2.239E3

همچنین اجازه نمیدم بهم نزدیک بشی، من دیدم خودم رو در اعماق روابط، نمیزارم آسیب ببینی

2.238E3

تو

هرقدر هم عزیز باشی برام، که هستی

اجازه نمیدونم جوری رفتار کنم که تکبرت رو با من ارضا کنی

2.237E3

خوشحال بودنت میتونه ناراحتی من رو از یادم ببره، حتی اگه بروی خودتم نمیاری :)

2.236E3

اسم این بیماری ک از ده واحد هفت واحد برونگرایی

ولی به اندازه کسی که هفت واحد درونگراس در سکوت و خلوت بسر میبری چیه؟

.

.

-› :))

2.234E3
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
2.233E3

به کجا برم سری را که نکرده‌ام فدایت

2.232E3

منو از کم کامنت دهنده ترینِ مخاطبانتون خواهید یافت

2.231E3

 آرزو نمیکنم خوشبختی رو لمس کنی

آرزو میکنم خوشبختی وجودت رو به آتش بکشونه

و من اولین تماشاچی های زبانه های احساس تو باشم :)

.

.

.

-› داشتم میگفتم دلم یه پسر کوچولو میخواد  ک وقتی دارم میرم مهد دنبالش ب این فکر کنم ک چجوری بپریم بغل هم :)

2.230E3

دوست دارم ورای این جهان مجازی، برای همه آدم هایی که حرفی باهاشون دارم، نامه بنویسم

واقعا دلم میخواد نامه بنویسم

2.229E3

میگه جالبیش اینه که ب هیچکس نمیتونی بگی چجور لذتی میبری از نماز

مشخصا خبری نیست
جز اینکه حالمون بهتره :)