نمازش داش قضا میشد، با هولو ولا تو روشویی داش وضو میگرف

شنیدم زیر لب میگفت منو با گرفتن خودت ازم شکنجه نکن

‌.

.

.

.

-› مارو با گرفتن خودت ازمون ازمون شکنجه نکن..