5.415E3

عقل یکدل شده با عشق فقط میترسم

هم به حاشا بکشد، هم به تماشا بکشد..

  • ۱۴۰۴/۱۱/۰۹ ۲۳:۳۷
5.413E3

بر گرد خویش پیله تنیدن به صد امید

این رنج دلپذیر، همین است زندگی

  • ۱۴۰۴/۱۱/۰۶ ۰۰:۱۵
5.409E3

که از تو پیش دیگران

گلایه هم که میکنم

شعر حساب میشود

  • ۱۴۰۴/۱۱/۰۱ ۱۶:۳۲
5.408E3

تا یار چه را خواهد و میلش به چه باشد..

  • ۱۴۰۴/۱۱/۰۱ ۱۲:۴۵
5.407E3

بورانه. ساعت ۱۱

فکر میکنی کجام من؟ توی لابی یه آپارتمان نشستم، منتظرم مالک بیاد خونه ببینیم

.

.

.

› شگفت انگیزه

  • ۱۴۰۴/۱۰/۳۰ ۲۲:۵۰
5.406E3

گاهی فکر میکنم شاید همونقدر که الف سعی میکنه به من بگه مسخره ام. شاید همینقدر دنیا جدی و خشنه و من حقیقا بی مزه و مسخره ام. اینطور به نظر میرسه

  • ۱۴۰۴/۱۰/۲۸ ۰۰:۲۶
5.404E3

انقدر جامعه وبلاگ کوچیکه که هرجا میری آشنا میبینی..

  • ۱۴۰۴/۱۰/۲۴ ۱۰:۵۸
5.402E3

«خداوند رحمت خود را بر همه‌ی شما نازل کند»

خدایا، من منتظر تجلی دعای رهبرم در زندگی خودم و عزیزانم هستم :)

  • ۱۴۰۴/۱۰/۲۳ ۲۲:۱۵
5.4E3

ما بازیم o_O

  • ۱۴۰۴/۱۰/۲۳ ۰۷:۳۰
5.399E3

عزیزانم به خدا ایمان بیارید

این دلچسب ترین و آرام‌بخش ترین چیزی هست که میتونید به خودتون هدیه بدید

.

.

.

.

› به خدا ایمان بیارید و منتظر دیدن هزاران معجزه توی زندگیتون باشید

  • ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ ۲۱:۰۶
5.398E3

این چه سمی هست که در مورد موضوعاتی که نیاز به جسارت گفتن داره، شجاع و جسور به نظر میام و در مورد موضوعاتی که آپشن و پوئن مثبت حساب میشه خجالتی و پنهان‌کار!

.

.

.

.

› الان در حال خجالت کشیدن از موضوعی هستم که میشه به عنوان آپشن افتخار آمیز بهش نگاه کرد ولی حس اینو دارم که آب بشم و برم توی زمین هیچکس منو نبینه!

  • ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ ۱۳:۰۰
5.397E3

یادمه توی [حدودا] ۱۴ سالگی سرم رو گرفتم رو به آسمون و گفتم اگه واقعا خدایی وجود داشته باشه که هم بی نهایت قدرتمند باشه هم بی نهایت مهربون، آدم دیگه از زندگی چی میخواد؟

.

.

.

› الان هر روز همون احساس رو دارم

  • ۱۴۰۴/۱۰/۱۷ ۲۱:۲۶
5.396E3

من زیر پرچم این آقایی که روی آنتن HD گرد و پرز روی عمامه مشکیش پیداست، سینه میزنم.

  • ۱۴۰۴/۱۰/۱۴ ۲۲:۳۹
5.395E3

من دور می‌ایستم.. و تصمیمات مهمی که نیاز به قدرت داره رو به تو میسپارم..

  • ۱۴۰۴/۱۰/۱۴ ۱۴:۲۱
5.394E3

انقدر بی‌تفاوت شدم که برای خودم غریبه

  • ۱۴۰۴/۱۰/۱۱ ۰۹:۳۱
5.391E3

اشکالی نداره منت شب بیداریامو سرت بزارم؟

  • ۱۴۰۴/۱۰/۰۹ ۰۲:۴۱
5.389E3

احسان بهترین کسی هست که میتونستم باهاش زندگی کنم و خیلی چیزا، خیلی چیزا رو مدیون آرامش و اطمینان وجود او هستم

.

.

.

› واقعا سپاسگزارت ازت پسر

  • ۱۴۰۴/۰۹/۳۰ ۲۲:۳۰
5.388E3

شما میتونید کسی رو پیدا کنید که لایق کمال عشقتون باشه؟ من خودشیفته ام یا دارم به روحی که خدا بهم داده احترام میزارم؟

  • ۱۴۰۴/۰۹/۳۰ ۲۱:۱۸
5.387E3

توضیحات و ربات رو اینجا گذاشتم

https://silence92.blog.ir/page/crawler

  • ۱۴۰۴/۰۹/۲۶ ۲۲:۵۸
5.385E3

امروز شاید اولین بار بود که از غضب خدا ترسیدم (اشتباه بزرگی انجام داده بودم) راستش احساس ترسناکی نبود. من از خشم کسی میترسیدم که آغوشش به روم باز بود. که صدای «دلواپس نباش» ‍شو میشنیدم. میدونی چی میگم؟

.

.

.

.

› این دینی که ما داریم مسکره

› ما را کرامت تو گنه کار کرده است

  • ۱۴۰۴/۰۹/۲۴ ۲۳:۵۹
ما چاره ای نداریم جز اینکه پناه ببریم به آغوش خدا